متنی در وصف روز معلم - مباحث مرتبط با مدیریت منابع انسانی و کاربردهای آن
X
تبلیغات
رایتل
 
مباحث مرتبط با مدیریت منابع انسانی و کاربردهای آن
وبلاگ گروهی دانشجویان عطار
 
 
دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 :: 13:01 ::  نویسنده : صفوی

                (متنی در وصف روز معلم)

استاد از من پرسید : چند نمره ز من می خواهی ؟
من از او پرسیدم : دل خوش سیری چند ؟
پدرم ای.اس ام را از بر داشت و کوئیز هم می داد.
خوب یادم هست
مدرسه باغ آزادی بود.
درس ها را آن روز حفظ می کردم در خواب
امتحان چیزی بود مثل آب خوردن.
درس بی رنجش می خواندم.
نمره بی خواهش می آوردم.
تا معلم پارازیت می انداخت همه غش می کردند
و کلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت.
درس خواندن آن روز مثل یک بازی بود.
کم کمک دور شدیم از آنجا ، بار خود را بستیم.
عاقبت رفتیم دانشگاه ، به محیط خس آموزش ،
رفتم از پله دانشکده بالا ، بارها افتادم.

در دانشکده اتوبوسی دیدم یک عدد صندلی خالی داشت.
من کسی را دیدم که از داشتن یک نمره10دم دانشکده پشتک می زد.
دختری دیدم که به ترمینال نفرین می کرد.
اتوبوسی دیدم پر از دانشجو و چه سنگین می رفت.
اتوبوسی دیدم کسی از روزنه پنجره می گفت «کمک»!
سفر سبز چمن تا کوکو،
بارش اشک پس از نمره تک،
جنگ آموزش با دانشجو،
جنگ دانشجویان سر ته دیگ غذا،
جنگ نقلیه با جمعیت منتظران،
حمله درس به مُخ،
حذف یک درس به فرماندهی رایانه،
فتح یک ترم به دست ترمیم،
قتل یک نمره به دست استاد،
مثل یک لبخند در آخر ترم،
همه جا را دیدم.

اهل دانشگاهم!
اما نیستم دانشجو.
کارت من گمشده است.
من به مشروط شدن نزدیکم،

آشنا هستم با سرنوشت همه دانشجویان،
نبضشان را می گیرم
هذیانهاشان را می فهمم،
من ندیدم هرگز یک نمره20،
من ندیدم که کسی ترم آخر باشد
من در این دانشگاه چقدر مضطربم.

من به یک نمره ناقابل10خشنودم
و به لیسانس قناعت دارم.
من نمی خندم اگر دوست من می افتد.

من در این دانشگاه در سراشیب کسالت هستم.
خوب می
دانم کی استاد کوئیز می گیرد
اتوبوس کی می آید،

خوب می دانم برگه حذف
کجاست.
هر کجا هستم باشم،

تریا،نقلیه،دانشکده از آن من است
.
چه اهمیت
دارد، گاه می روید خار بی نظمی ها
رختها را بکنیم ، پی ورزش برویم،

توپ در یک
قدمی است
و نگوییم که افتادن مفهوم بدی است
!
و نخوانیم کتابی که در آن فرمول
نیست.
و بدانیم اگر سلف نبود همگی می مردیم
!
و بدانیم اگر جزوه استاد نبود
همه می افتادیم!
و بدانیم اگر نقلیه نبود همگی می مانیم

و نترسیم از حذف
و بدانیم اگر حذف نبود می ماندیم.
و نپرسیم کجاییم و چه کاری داریم

و نپرسیم
که در قیمه چرا گوشت نیست
و اگر هست چرا یخ زده است
.
بد نگوییم به استاد اگر
نمره تک آوردیم.
کار ما نیست شناسایی مسئول غذا،

کار ما شاید این است که در
حسرت یک صندلی خالی،
پیوسته شناور باشیم
.                                                                               

                                      (استاد عزیز این روز بر شما مبارک )                                                                                        



موضوعات
آخرین مطالب
صفحات وبلاگ
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 86262
                    
 
 
 
فال حافظ


وبلاگ نویسان قالب وبلاگ وبلاگ اسکین قالب میهن بلاگ
کد نمایش آب و هوا کد نمایش آب و هوا