چگونه ایده پردازی کنیم؟( پست دوم) - مباحث مرتبط با مدیریت منابع انسانی و کاربردهای آن
X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
 
مباحث مرتبط با مدیریت منابع انسانی و کاربردهای آن
وبلاگ گروهی دانشجویان عطار
 
 
دوشنبه 6 تیر 1390 :: 23:03 ::  نویسنده : R.S.T

  برام تجربه شده همه نکته هایی که در ذهنت جرقه میزنند را باید در جایی ثبت کنی، تا نکته ها و جرقه ها که مانند پازلی از یک مسئله، فکر و ایده ایی خواهند بود. ادامه پیدا کند و تو سرنخ افکارت را گم نکنی. تا بمرور با اصلاح و تکمیل ابعاد مختلف برداشت هایت از مسائل مختلف جامعه ( همه زمینه ها و موضوعات) دنیای بهتر و کاملتری در ذهنت خلق شود. تا تو به مدد تصویر قابل احساسی که بدست آورده ایی اشکالات و نواقص را شناسایی کنی؛ و با فرصت ها و سرمایه هایی که آنها را هم شناسایی کرده ایی ایده و طرح مورد نظرت را به تولید برسانی.

 

ایده پردازی مانند بسیاری از کارها، راه و روش دارد. فرمول شناسی میخواهد. یاد گرفتن درست نگاه کردن میخواهد (نگاه اصولی و اساسی به مسائل و موضوعات).
ایده پردازی مانند حس هنری است. مثل شعر گفتن، طرح کشیدن، فیلم بازی کردن، مثل عشق پرواز داشتن است.
برای ایده پردازی باید حس رویا پردازیت همیشه آماده پرواز باشد.
.
.
.
.
چگونه خود را در شرایط ایده پردازی قرار دهیم ؟
اقای ادبی از دوستان یو 24 خواستن:اینجا را متعلق به خودمون بدونید. تا با کمک هم بازی ایده پردازی را تمرین کنیم.




خدا رو چه دیدی شاید یک روزی تیم ایده پردازی تشکیل دادیم. و در مسابقات المپیک برنده مدالهای رنگارنگ ...(آرزو که بر جوانان عیب نیست)

 

 

 



.
 
اینکه ایده پردازی را اصولی یاد بگیرم و رواج بدیم عالی هست.فکر کنم بشه یه سری تاپیک فقط در این رابطه گذاشت. می شه بیشتر توضیح بدین تیم ایده پردازی چه جور تیمی هست؟



تشکیل تیم ایده پردازی فعلا در حد شوخی است. اما از این جهت که ایده پرداز محدوده و سقفی برای فکر و ایده پردازی قائل نیست، این شوخی میتواند جدی باشد


 

 

به هر حال از انجایی که بهترین ایده ها, معمولا غیر معمول ترین انها هستند همین شوخی شما به نظر بنده ایده ی خیلی خوبی امد.بد نیست کمی بستش بدین, شاید به جاهای خوبی رسید, یا بهتر بگم رسیدیم ,در یک گروه خوب انشاا

...

و این اینچنین شد که شما اعضای گروه ایده پردازی شدید



 


 



یکی از معضلات جامعه ایران، سخت و شکننده بودن کار گروهی است. که بیشتر مجبور به کار انفرادی و کم توان و موفقیت محدود می شویم.
بنظرم یکی از علت های فراری بودن از کار گروهی در ایران، بخاطر نبود سیستم و مکانیسم های سالم و کامل برای همفکری و همکاری است. که بتواند عدالت و سهم و مسئولیت ها و بهره مندی از زحمات و موفقیت را کانالیزه و تضمین کند.
این نقص اساسی که بزرگان جامعه ما مثل بز فقط تماشاچی و توجیه گر مشکلات هستند؛ و جز شعار و توجیه کاری نمیکنند. با جرات می گویم. 70 میلیون ملت ایران (بخشهای دولتی، خصوصی و آحاد ملت) را در شرایط ضعف و ناتوانی قرار داده است. با جرات می توانم بگویم. در شرایط فعلی" رهبری نظام" روسای قوای سه گانه" سازمانهای خرد و کلان" بخش خصوص و تک تک افراد جامعه ما، نمی توانند از تمام تواناییها و ظرفیت هایشان در جهت پیشرفت جامعه استفاده کنند؛ و بصورت ناخواسته و تحمیلی برای حفظ منافع خود بهمدیگر ضربه می زنند. که نتیجه نهایی آن ناتوانی و ضعف همگانی است. (این نشانه اوج بلاهت و حماقت و درد جانسوز جامعه است، که تماشاچی ضربه زدن مخرب به همدیگریم و...)
بنده بر اساس 8 سال تجربه و شکست ظاهری در کار ساختمان سازی و درک تجربیات تلخ جامعه. به "ایده طرح استراتژی بیمه و نیروافزایی 70 میلیونی" رسیدم. که با تمام نقص و کاستی هایم. طرح مورد نظر را برای مطالعه و بررسی به سازمان ها و افراد علاقمند فرستادم.
.

استراتژی بیمه و نیروافزایی 70 میلیونی، برای ایجاد شرایط و ظرفیت های مهندسی و نوسازی (سالم سازی) جامعه

 

 

 



 
من همیشه در کار رجال سستی و بی فکری و ناتوانی دیدم که می دونم به یقین اگر به شخص خودشون و توانایی های فردی بود جز این عمل می کردن و ایمان دارم هر فرد شعوری فراتر از این داره که در کار گروهی دیده شده از او البته این مختص کشور خودم نیست بیشتر در کشورهای پیشرفته این بلاهت و ادعای سروری که دارن من را رنج داده.
همیشه می گن کار گروهی باید ارزشی مضاعف ایجاد کنه و همافزایی داشته باشه می گن خرد جمعی هیچ وقت اشتباه نمی کنه اینها درست ولی چرا افراد یک گروه در مقابل یک شخص عاجز و ناتوان می شن؟؟؟, شاید حداقل تو کشور خودمون بشه گفت به هوش بالای ما ایرانی ها بر می گرده و برای دل گرم کردن خودمون به تلاش بیشتر بگیم دو خدا را پادشاهی یک ملک نتوان کرد.ولی عاقبت چی ضریب هوشی جامعه ی ایرانی در چند سال گذشته چنان افتی داشته که دیگه همه باید ضرورت استفاده از کاتالیزور ها را برای حفظ حیات درک کنیم.ما باید و باید یاد بگیریم که به هم کمک کنیم و در مقابل هم متواضع و در کنار هم توانا باشیم و در عین حال شخصیت توانای خودمون را حفظ و تواناتر کنیم من با نظر شما در مورد نبود زیر ساخت برای کار گروهی کاملا موافقم و به عقیده ی من کار گروهی به معنی از خود گذشتن نیست بلکه به معنی به هم رسیدن است و ما می تونیم از همین پایین سیسم ها را اصلاح کنیم و مسئولا نه در حد توانمون عمل کنیم درست مثل همین کاری که شما می کنید من صمیمانه از این حس مسئولانه شما از طرف خودم به عنوان یک ایرانی سپاسگذارم .
.

گاهی انچه که داریم مانع رسیدن ما به خواسته ها مون می شه نه انچه که نداریم یا از دست دادیم
.

 

 
من ازاقای ادبی  اجازه خواستم خلاصه ای از این بحث را در وبلاگ گروهی مون قرار بدم.تا دوستان من هم با ما همراه شوند.

 



خوشبختی بذرها (فکرها و ایده ها، نکته ها و...) بیشتراز این نیست. که بدست باغبانان خوبیها در همه جا کاشته و توسعه پیدا کنند.

 

 

 


گنج های واقعی یافتنی نیستند,ساختنی هستند...

 

 



موضوعات
آخرین مطالب
صفحات وبلاگ
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 87095
                    
 
 
 
فال حافظ


وبلاگ نویسان قالب وبلاگ وبلاگ اسکین قالب میهن بلاگ
کد نمایش آب و هوا کد نمایش آب و هوا